سپاهيان شمشير را بقتل عام روميان به كار بردند . همه با اسير و برده برگشتند .
معتصم دستور داد اشراف و اعيان شهر جدا باشند . ساير گرفتاران را بردند . پس از آن هر چه بغنيمت ربوده شد در مزايده به فروش رسيد . مدت مزايده و فروش پنج روز بود و هر چه بمعرض مىرسيد فقط با سه نوبت و سه گفته مختصر فروخته مىشد براى پرهيز از اتلاف وقت و طول مدت و هر چه غير قابل حمل بود به آتش سوخت . بردهها را هم پنج پنج يا ده ده مىفروختند آن هم براى تسريع يكى از روزهاى مزايده كه مورد شورش عجيب بود چنان كه اشاره نموديم ( قبل از اين اشاره شد كه توطئه براى خلافت عباس بن مامون بوده و احمد بن خليل خواست شركت كند و به او راه ندادند ) چنان كه بعد از اين شرح خواهيم داد . مردم شوريدند و بر غنايم حمله بردند كه غارت كنند معتصم شمشير را در دست گرفت و دويد . مردم از غارت منصرف شدند و او بخيمه خود بازگشت . سپس دستور داد شهر عموريه را ويران كنند و بسوزانند .
هنگامى كه پيرامون شهر عموريه لشكر زد و بمحاصره آن پرداخت ششم ماه رمضان بود و مدت محاصره پنجاه و پنج روز به طول كشيد . اسراء را ميان سران سپاه تقسيم كرد و از آنجا به شهر طوس رفت .
بيان گرفتارى عباس بن مأمون
در آن سال معتصم عباس بن مامون را بازداشت و دستور داد او را لعن كنند .
علت اين بود كه چون معتصم عجيف بن عنبسه را باتفاق عمرو فرغانى و محمد كوتاه ( صفت فارسى كه به حال خود در عربى آمده چنان كه اشاره نموديم ) سوى شهر « زيطره » در بلاد روم فرستاد . مخارج لشكر كشى او را باندازهء افشين نپرداخت و كارهاى او را خرد و ناچيز پنداشت . عجيف از آن رفتار و تحقير دلتنگ شد و عباس بن مامون را كه با معتصم بيعت كرده و بخلافت او تن داده بود ملامت كرد ( كه اگر