و آن عرادهها را بغلتانند و از معبر پر شده خندق بگذرانند و وارد شهر كنند . چون نخستين اراده را بر پوستهاى به خاك انباشته كشيدند چرخها لاى آنها گير كرد نتوانستند بغلتانند يا باز بيرون بكشند جنگجويان درون عراده سخت دچار شدند و با رنج بسيار خود را نجات دادند .
منجنيقها را به كار انداخت و نردبان و كمند ساخت كه سپاهيان بتوانند بالاى برج و ديوار بروند ولى آن قسمت سست حصار با ضرب دائم منجنيق ويران شد و سپاهيان جنگ را از همان رخنه آغاز كردند .
نخستين كسى كه هجوم و دليرى كرد اشناس و اتباع او بودند . چون آن رخنه تنگ بود نمىتوانستند خوب نبرد و پيشرفت كنند ولى معتصم منجنيقها را بمدد آنها فرستاد . همه منجنيقها را با هم در يك جا قرار داد و امر كرد كه آن رخنه و شكاف را هدف كنند و توسعه دهند .
روز دوم جنگ بافشين بجاى اشناس واگذار شد كه بسيار خوب نبرد كردند و پيش رفت . معتصم گفت : امروز جنگ بسيار نيكو بوده . عمر و فرغانى گفت جنگ امروز بهتر از جنگ ديروز است . ( فرغانى خود يكى از سالاران تابع اشناس بود ) چون اشناس آن سخن را شنيد ( از فرغانى انتظار نداشت ) خوددارى كرد و هنگام ظهر بلشگرگاه خود رفت كه رفتنش بعد از رفتن معتصم بود و چون اشناس بلشگرگاه خود نزديك شد بر حسب عادت سالاران باحترام او پياده شدند يكى از آنها هم فرغانى و ديگرى احمد بن خليل بن هشام بودند . اشناس به آنها گفت : اى زنازادگان شما اكنون در پيرامون من پياده مىرويد بهتر اين بود كه ديروز هنگامى كه پيشاپيش امير المؤمنين جنگ مىكرديد حق جنگ را دليرانه ادا مىكرديد ( چنين نكرديد ) و حال اينكه مىگوئيد جنگ امروز ( افشين ) بهتر از جنگ ديروز ( اشناس ) است . آيا كسان ديگرى غير از شما ديروز جنگ مىكردند و اكنون برويد بجبهههاى خود .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 123
مساهمون: ابن الأثير
ص١٢٣