تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
ابو العتاهيه گفت :
عش ما بدالك سالما * فى ظل شاهقة القصور
گفت : آفرين پس از اين چه مىگوئى ؟ گفت
يسعى عليك بما اشتهيه * مشى لدى الرواح و فى البكور
هارون گفت : احسنت ديگر چه ؟
فاذا النفوس تقعقعت * فى ظل حشرجة الصدور فهناك تعلم موقنا * ما كنت الا فى غرور .
يعنى - تا بخواهى بسلامت زيست كن در سايه كاخهاى بلند زندگانى كن . هر چه بخواهى روز و شب و صبح و عصر نزد تو آرند . آنگاه جانها از كالبدها بيرون رود و نفس‌ها در تنگناى سينه بسته و شكسته شود . خواهى ديد و يقينا خواهى دانست كه تو در حال غرور بودى . رشيد سخت گريست . فضل بن يحيى گفت : امير المؤمنين ترا نزد خود خوانده كه موجب مسرت خاطر او گردى تو باعث حزن و اندوه شدى . هارون گفت : بگذار به حال خود باشد . او ما را كور ديد نخواست بر كورى و غفلت ما افزايد .

بيان خلافت امين

در آن سال براى خلافت امين بيعت گرفته شد . اين بيعت در لشكر گاه واقع شد و آن روز بعد از مرگ رشيد و هنگام بامدادان بود . در آن زمان مأمون در مرو بود . حمويه مولاى مهدى كه رئيس بريد ( پست ) بود بنماينده و نايب خود در بغداد كه سلام ابو مسلم بوده خبر مرگ رشيد را داد . ابو مسلم ( مذكور ) نزد امين رفت و به او تسليت مرگ پدر و تهنيت خلافت را گفت . او نخستين كسى بود كه چنين كرد ( هم تسليت گفت و هم تهنيت ) .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 159 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت