كه باز نامش محمد و ابو احمد كه همه مادرانشان از كنيزان بودند .
دختران او : سكينه و ام حبيبه و اروى و ام الحسن و ام محمد كه حمدونه باشد و فاطمه و ام ابيها . و ام سلمه و خديجه و ام القاسم و رملة و ام جعفر و ام على و غاليه و ريطة مادران آنها كنيزان فرزنددار ( ام ولد ) بودند .
بيان رفتار او ( رشيد )
گفته شد : رشيد روزى صد ركعت نماز بجا مىآورد تا آنكه دنيا را بدرود گفت مگر اينكه گاهى شدت مرض مانع انجام صد ركعت مىشد .
هر روز از مال خالص خود ( ! ) هزار درهم صدقه مىداد آن هم پس از تاديه زكات .
چون قصد حج مىكرد صد تن از فقهاء را همراه خود مىبرد .
اگر خود براى حج نمىرفت سيصد تن را براى حج با نفقه و خرج خود مىفرستاد و رخت هم مىداد .
او مىكوشيد برفتار منصور عمل كند مگر در عطاى شعراء ( كه منصور بخيل بود ) .
هيچ خليفه قبل از او ديده نشده بود كه آن قدر مال و نوال داده باشد .
او هرگز پاداش عمل نيك را تأخير نمىكرد و خوب حق شناسى مىكرد و جزاى خوب مىداد .
او شعر و شعراء را دوست مىداشت . با ادب و اهل ادب و فقه و فقهاء اهتمام مىكرد .
او از ريا در دين متنفر بود .
او مدح را دوست مىداشت خصوصا از يك شاعر فصيح و زبر دست و به او خوب عطا مىكرد .
چون مروان بن ابى حفصه او را در يك قصيده مدح كرد كه از جمله آن اين است :
و سدت بهارون الثغورنا حكمت * به من امور المسلمين المرائر
يعنى : چون بفرمان هارون مرزها بسته و نگهبانى شد زهره مسلمين محكم شد ( ديگر از بيم آب نمىشد ) .
به او پنج هزار دينار ( زر ) و يك خلعت حرير رومى و يك مركب ( اسب ) از