تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
كارها را محكم و حوادث ناگوار را در وقت خود تدارك كن و بكوش و چالاك باش . عدهء از مردان را شبانه آماده كارهاى سخت روز و مردان روز را آماده كار شب كن . تمام كارها را خود شخصا بر عهده بگير و انجام بده . تسامح و سستى و دلتنگى مكن . به خداوند خود نيك اعتقاد باش . هميشه بمنشيان و حسابداران خود بدگمان باش . همواره هشيار و بيدار باش . دربان و محافظ خود را تفقد كن . مردم را اجازه ملاقات بده . هر شكايتى كه به تو مىشود خوب در آن فكر كن و حكم بده . براى مردم يك مراقب هشيار و بيدار بگمار . هرگز غافل مشو و در خواب فرو مرو بدانكه پدرت هرگز نخوابيد . از روزى كه خلافت به او رسيد ديده را فرو نبست . و اگر مىخوابيد قلب او هميشه بيدار بود اين است وصيت من و خداوند بر تو گواه خواهد بود پس از آن با او وداع كرد و هر دو گريستند . بعد از آن منصور راه كوفه را گرفت . ميان حج و عمره جمع كرد ( هم حج را ادا كرد و هم زيارت در غير موسم حج ) قربانيها را پيشاپيش فرستاد و آن در ماه ذى القعده بود . چون چند منزلى از كوفه طى كرد دردى براى او عارض شد كه همان درد او را كشت . چون درد وى سخت شد بربيع ( حاجب او ) گفت : مرا زودتر بحرم خداى خود برسان تا از گناهان خويش بگريزم . ربيع همپالكى او بود . به او وصيت كرد و هر چه ميخواست به او گفت و سپرد چون به محل « بئر معونه » رسيد هنگام سحر درگذشت و آن در ششم ماه ذى - الحجه بود . هنگام مرگ كسى جز ربيع و خدام ديگر بر سر او نبود . ربيع مرگ او را مكتوم و گريه و زارى را منع كرد . روز بعد هنگام بامداد افراد خانواده و خويشان او حاضر شدند . نخستين كسى كه مبادرت كرد عم او عيسى بن على بود . يك ساعت ماند و بعد برادرزاده
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 274 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت