روايات گفتگو هم هست . مروان كوتاه قد و سرخ رو گردنش نيز كوتاه و كنيه او ابو الحكم و ابو عبد الملك بود . در يك روز صد بنده آزاد كرد ( هنگام استطاعت و قدرت ) او در زمان معاويه بارها امير و حاكم مدينه شده بود و چون بامارت مدينه مىرسيد در دشنام على مبالغه و افراط مىكرد ولى چون معزول مىشد و حكومت بسعيد بن عاص مىرسيد از ناسزا گفتن بعلى خوددارى مىكرد . از محمد الباقر درباره او و سعيد پرسيده شد فرمود : مروان براى مادر خفا از سعيد بهتر و سعيد در ظاهر و آشكار براى ما خوب بود .
حديث مروان در كتاب صحيح روايت شده . ( در بد نامى او ) حسن و حسين هم در نماز به او اقتدا مىكردند ( نماز جماعت ) و نماز خود را هم اعاده و تجديد نمىكردند .
( ناگزير بامير وقت اقتدا مىكردند ) . او ( مروان ) نخستين كسى بود كه خطبه را در نماز عيد بر نماز مقدم نمود . همين كه او در گذشت براى فرزندش عبد الملك بن مروان بيعت گرفته شد آن هم در روز وفات او . او و فرزندان و اولاد زرقاء ناميده مىشدند كه زرقاء روسبى آشكار و داراى علم فحشاء بود ( در جاهليت هر يكى از زنان بد كار براى فسق آشكار بر خانه يا خيمه خود علم مىافراشتند ) . اين لقب را كسانى به زبان مىآوردند كه عيب آنها را آشكار مىكردند . زرقاء هم دختر موهب و مادر بزرگ مروان بود . كه مادر پدرش حكم بود . او يكى از بد كاران معروف و داراى پرچم زنا بود كه آن پرچم علامت فسق و آمادگى براى فجور و زنا بوده كه مردم را بلا مانع هدايت و جلب مىكرد .
بدين سبب آنها ( فرزندان مروان ) بد نام شده بودند و مردم به آنها ناسزا مىگفتند . شايد آن كار زشت قبل از ازدواج عاص بن اميه با آن زن بوده . او پدر حكم و يكى از اشراف قريش بود كه چنين كارى شايسته او نبود كه فرزندى از روسبى در حين ارتكاب فحشاء داشته باشد ( مگر اينكه بعد از فحشاء با او ازدواج كرده بود ( در هر حال كه آن ازدواج
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 40
مساهمون: ابن الأثير
ص٤٠