تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
يعنى چون ما را ديدند در حالى كه صليب را علم كرده بوديم ( تغلب مسيحى بوده و صليب داشتند . ) يك لشكر سر سخت و شتابگر سوق داديم ( گويا اين مصراع ملحن باشد و بايد چنين باشد : و مارسا جيشا ) زهر كشنده را ( از آن لشكر چشيدند ) ديدند . خيل را ديدند كه جز مردان زره پوش كسى را حمل نمىكردند . شمشيرها برنده را در دستهاى راست ما ديدند . آنها گريختند و ثرثار ( محل ) و مزارع را براى ما گذاشتند . گندم بسيار و موشاداب ( انگور ) را براى ما گذاشتند .

جنگ دوم ثرثار

بعد از آن قبايل قيس تجمع نموده و مدد خواستند . امير آنها باز عمير بن حباب بود . زفر بن حارث هم از قرقيسيا به يارى آنها رسيد . رئيس قبايل تغلب و نمر و اتباع آنها هم ابن هوبر بود كه باز در محل ثرثار جنگ كردند . جنگ بسيار سختى كه سختترين جنگى كه مردم با هم كرده رخ داد . بنى عامر گريختند كه آنها در جناح قيس بودند . سليم ( قبيله ) پايدارى و دليرى كردند تا تغلب را منهزم نمودند . دو فرزند يشوع و جمعى از بزرگان و اشراف تغلب كشته شدند . عمير بن حباب گفت
فد الفوارس الثرثار نفسى * و ما جمعت من اهل و مال و ولت عامر عنا فأجلت * و حولى من ربيعة كالجبال اكافحهم بدهم من سليم * و اعصر كالمصاعيب النهال
يعنى : جان من فداى سواران ( واقعه ) ثرثار باد . همچنين خانواده و هر چه از مال اندوخته‌ام فداى آنها باد . قبيله عامر ما را گذاشتند و رفتند ولى در پيرامون من ربيعه مانند كوه پايدار بودند . من با سواران ادهم ( سلاح پوشيده ) از بنى سليم