غداة تحامتنا الحريش كانها * كلاب بدت انيابها بهرير
و جاءوا بجمع ناصرى ام هيثم * فما رجعوا من ذودها ببعير
يعنى اگر از حال حريش بپرسيد ما از آنها حماقت و سيه كارى كشيديم ( كه بانتقام برخاستيم ) روزى كه حريش خواستند دفاع كنند و از ما بپرهيزند آنها مانند سگهائى بودند كه دندانها را با صداى هر و هر ( پارس ) نمايان كرده بودند . آنها با جماعتى به يارى ام هيثم آمدند ولى نتوانستند حتى يك شتر از آنچه ما غارت كرديم باز ستانند .