آغاز سنه هفتاد
در آن سال روميان تجمع كرده بر اعراب مقيم شام شوريدند . عبد الملك با پادشاه آنها صلح كرد به شرط اينكه در هر روز آدينه هزار دينار به او بدهد . ( شرح آن گذشت . اكنون در آغاز مجلد چهارم كامل ، به آن اشاره مىشود ) در آن سال مصعب سوى مكه رفت . بر حسب روايت بعضى ( از راويان ) . اموال بسيارى هم با خود حمل كرده بود . اسبها و چهارپايان بسيار ميان قوم خود تقسيم كرد شترهاى بسيارى هم قربان كرد . در آن سال عبد اللّه بن زبير امير حاج بود .
عمال و حكام و امراء او در شهرستانها همانها بودند كه پيش از اين نام برده شدند .
بيان واقعه جفره
در آن سال عبد الملك بن مروان به قصد مصعب لشكر كشيد خالد بن عبد اللّه بن خالد بن اسيد به او گفت : اگر مرا ببصره روانه كنى و با من يك عده سوار و لو كم باشد بفرستى من اميدوارم كه بصره را براى تو بگيرم عبد الملك او را با يك عده از خواص پنهانى فرستاد او هم بر عمرو بن اصمع