تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
نيافت زيرا مردم آن شهر همه بانطاكيه مهاجرت كرده بودند و از همانجا پيشنهاد صلح را دادند چون صلح منعقد گرديد دوباره به شهر خود برگشتند . ابو عبيده از حلب سوى انطاكيه لشكر كشيد . در آن شهر بسيارى از مردم شهرهاى ديگر مانند قنسرين تجمع و تحصن كرده بودند . چون بدانجا رسيد لشكرى از اهل شهر با او روبرو گرديد . آن لشكر را شكست داد و گريختگان به شهر اندر شدند . او هم شهر را از تمام جهات و اطراف محاصره كرد مردم ناگزير تن به صلح دادند كه يا جزيه دهند يا از ديار خويش بروند بعضى مهاجرت كرده و برخى جزيه پرداختند ولى بعد پيمان را شكستند ابو عبيده عياض بن غنم و حبيب بن مسلمه را براى نبرد آنها فرستاد آن سردار باز شهر را به همان شروط اوليه گشود انطاكيه در نظر مسلمين عظيم شهرى بود كه فتح آن موجب ظفر و افزايش مسرت گرديد . چون كار آن خاتمه يافت و شهر بدست مسلمين افتاد عمر بابى عبيده نوشت و دستور داد كه گروهى از مسلمين را بنگهبانى و حراست شهر موظف و مرتب كند و آنها را از عطا و غنيمت محروم ندارد ( كه پايدار و دلگرم باشند ) . خبر هم بابى عبيده رسيد كه دسته‌هائى از لشكريان روم ميان معره مصرين ( شهرك ) و حلب تجمع نموده آماده جنگ مىباشند . ابو عبيده سوى آنها لشكر كشيد جمعى از بزرگان و سران سپاه را كشت ، اسير و غنايم بسيار بدست آورد و شهرك معره ، معره مصرين را با شروط صلح حلب فتح نمود خيل ابى عبيده در اطراف جولان داده قرى و قصبات بسيار مانند جومه و سرمين و بيرين را گشودند و سراسر اراضى و مزارع قنسرين را تملك نمودند ابو عبيده از آنجا باز سوى حلب لشكر كشيد كه مردم آن شهر تمرد كرده بودند ولى با رسيدن او دروازه‌ها را گشوده شهر را به او سپردند و تسليم شدند ابو عبيده از آنجا سوى قورس لشكر كشيد فرمانده مقدمه لشكر هم عياض بود ميان راه يكى از كشيشان را ديد كه براى طلب صلح رهسپار شده بود با او گفتگو نمود صلح را منعقد كرده خبر اقدام