سرپرست و يارى نيست . از نصير روشن مىشود كه « ولىّ » بمعنى متولَّى امر است * ( أَوْ لا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّه بِالْعَدْلِ ) * بقره : 282 . يا اگر نميتواند مطلب را املال كند و توضيح دهد ولى او املاء نمايد .
جمع ولَّى اولياء است بمعانى فوق كه گفته شد * ( وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ ) * انفال : 72 .
آنان كه در نزد خود جا دادند و يارى كردند آنها بعضى اولياء بعضىاند * ( لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ) * آل عمران : 28 .
مؤمنان كافران را در جاى برادران مؤمن خود دوست و يار نگيرند .
* ( إِنَّما وَلِيُّكُمُ الله وَرَسُولُه وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَهُمْ راكِعُونَ ) * مائده :
55 . يعنى سرپرست و مدير شما فقط خدا و رسول و آنانند كه نماز ميخوانند و در حال ركوع زكات ميدهند قيد * ( وَهُمْ راكِعُونَ ) * * ( الَّذِينَ يُقِيمُونَ . . . ) * را مقيد كرده است يعنى هر نمازگزار و زكات بده ولَّى شما نيست بلكه نمازگزارانى كه زكات را در حال ركوع ميدهند .
از طرف ديگر بايد آيه راجع بيك قضيّه واقع شده باشد و گر نه هر كس ميتواند در حال ركوع احسانى بكند و بگويد ولىّ مسلمين هستم . و آنگهى بايد مراد از * ( « وَلِيُّكُمُ » ) * مدير امور و سرپرست باشد و گر نه همه نماز خوانان و زكات دهندگان يار و دوست مسلماناناند و احتياج بقيد * ( « وَهُمْ راكِعُونَ » ) * ندارد . از اينجا است كه اهل انصاف از خود آيه خواهند دانست كه آن عموم نيست بلكه حكايت از يك واقعه خصوصى دارد و لفظ * ( إِنَّما ) * ولايت غير خدا و رسول و * ( الَّذِينَ . . . ) * را نفى مىكند زيرا * ( إِنَّما ) * نصّ در تخصيص است .
در مجمع البيان نقل فرموده : روزى عبد اللَّه بن عباس در كنار زمزم نشسته و بلفظ « قال رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله » بمردم حديث ميخواند . مردى كه روى خود
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 248
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص٢٤٨