به خدا موكولاند نه اينكه كسى به خدا موكول كرده باشد مثل وكلاى عادى كه كار را به آنها موكول ميكنند و توكَّل بنده به خدا يك استمداد است از خدا و خلاصه خدا محكوم نيست بلكه حاكم است بعضى آن را در صفات خدا به معناى فاعلى گرفته و حافظ معنى كردهاند يعنى : خدا بر هر شىء حافظ است .
2 - هر كاريكه بوجود ميآيد و هر بهره ايكه از چيزى عايد مىشود مشروط بشرائط بىشمار و خارج از حصر است ، حتى بدون اغراق يك لقمه نان بستگى به تمام اجزاء اين عالم دارد ، تنظيم اين همه شرائط و مقدّمات از عهده ما بشر خارج است و اگر خداوند آن شرائط و اسباب را فراهم نياورد هيچ نفعى عايد ما نخواهد شد و هيچ مقدّمهاى به نتيجه نخواهد رسيد .
پس خدا واقعا بر هر چيز وكيل است .
و همه كس و همه چيز را كار ساز خداست و مدبّر .
توكَّل بدان معنى نيست كه از كار و تلاش باز مانيم بلكه بايد پيوسته تلاش كنيم و در عين حال از خداوند بخواهيم كه در كار ما كار سازى كند و شرائط و اسباب را موافق مرام ما فراهم آورد .
* ( وَكَذَّبَ بِه قَوْمُكَ وَهُوَ الْحَقُّ قُلْ لَسْتُ عَلَيْكُمْ بِوَكِيلٍ ) * انعام : 66 . قوم تو قرآن را با آنكه حق است تكذيب كردند ، بگو من مدبّر امر شما نيستم كه نگذارم تكذيب كنيد فقط ميتوانم ابلاغ كنم . مثل * ( لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ ) * غاشيه : 22 . و مثل * ( إِنَّما أَنْتَ نَذِيرٌ وَالله عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ) * هود : 12 .
* ( الله حَفِيظٌ عَلَيْهِمْ وَما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ ) * شورى : 6 . از اين آيه روشن مىشود كه حفيظ از مصاديق وكيل است .
* ( أَيَّمَا الأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلا عُدْوانَ عَلَيَّ وَالله عَلى ما نَقُولُ وَكِيلٌ ) * قصص :
28 . وكيل در آيه در جاى شاهد است ولى چون شاهد فقط شهادت ميدهد اما وكيل داراى تصرف و تدبير و
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 241
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص٢٤١