تحريص به آن . طبرسى فرموده :
« التّكليف الالزام الشّاقّ » همچنين است قول صحاح و قاموس . در المنار گويد : « الالزام بما فيه كلفة » به نظر نگارنده بعيد نيست كه بمعنى تحريص و ترغيب باشد مخصوصا در تكاليف دينى و قرآن .
* ( لا يُكَلِّفُ الله نَفْساً إِلَّا وُسْعَها ) * بقره : 286 . خدا كسى را تكليف نميكند مگر به قدر قدرت او بىآنكه عسر و حرجى باشد مراد از « وسع » همهء طاقت و قدرت نيست و گرنه معنى آيه اين مىشود خدا تا آخرين قدرت شخص او را تكليف مىكند و اين حرج و عسر است حال آنكه فرموده * ( وَما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ ) * حجّ : 78 .
بلكه وسع آنست كه انسان كارى را بدون عسر و حرج انجام دهد چنان كه در المنار گفته است .
تعبير فوق چندين دفعه در آيات قرآن مجيد تكرار شده است : بقره :
233 و 286 ، انعام : 152 ، اعراف : 42 مؤمنون : 62 ، طلاق : 7 . و اين يك قاعدهء كلى اسلامى است و چون كار بحرج رسيد تكليف ساقط يا عوض مىشود .
* ( قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه مِنْ أَجْرٍ وَما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ ) * ص 86 . متكلَّف كسى است كه چيزى را با مشقّت و تصنع بر خود تحميل كند با آنكه اهلش نيست يعنى : بگو من بر رسالت خويش مزدى از شما نميخواهم و در حمل بار رسالت تصنّعى ندارم و آن را از خود نساختهام بلكه * ( « إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَه بَعْدَ حِينٍ » ) * .
كَلّ :
( بفتح كاف ) * ( أَحَدُهُما أَبْكَمُ لا يَقْدِرُ عَلى شَيْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلى مَوْلاه ) * نحل : 76 . كلّ بمعنى ثقل و سنگينى است « كلّ عن الامر » كار بر او سخت شد و به كار بر نخواست « كلّ لسانه » زبانش سنگين شد سخن گفتن نتوانست يعنى : يكى از آن دو لال مادر زاد است و به چيزى قادر نيست و بر مولاى خويش سنگينى و و بال است اين كلمه فقط يك بار در قرآن آمده است .
كُلّ :
( بضمّ كاف ) اسمى