گروه براى پراكندگى خود جمع شدهاند . اگر روز چاه ( قليب - بدر ) بسود آنان بود كه روزگار برمىگردد ( و بسود ما خواهد بود ) من سوگند ياد كردهام كه بزنان نزديك نشوم و پيكرم غسل نيابد تا آنكه قبايل اوس و خزرج را نابود كنيد كه آنها در قلب من آتش افروختهاند » كعب بن مالك به او پاسخ داد ( شعر ) « افسوس بر لشكر فرزند حرب ( ابو سفيان ) كه در حمله حرهء ( محل خارج مدينه ) نااميد گرديد كه ( سواران او ) بارها را ( براى فرار ) مىانداختند و مانند پرندگان بكوههاى بلند پناه مىبردند . آنها با گروهى آمدند كه اگر بخواهيم قرارگاه آن را وصف كنيم از لانه موش تجاوز نمىكند ( كنايه از حقارت و كوچكى محل اقامت كه دليل كمى عده است ) آنها از پيروزى و دارائى تهيدست بودند و آنها از دليران بطحاء و نيزه ( داران ) دور بودند » .
در ماه ذى الحجه از همين سال عثمان بن مظعون در گذشت و در بقيع دفن شد .
پيغمبر هم بر گور او يك سنگ براى علامت نهاد گفته شده در همين سال حسن بن على تولد يافت و نيز گفته شده كه در همين سال زفاف فاطمه با على انجام گرفت كه در رأس بيست و دو ماه ( از هجرت ) بود اگر اين تاريخ صحيح باشد كه اول ولادت حسن باطل است و در همين سال نامه معاقل ( ديه - خونبها - قصاص ) نوشته شد ( قانون قصاص و خونبها يا قاعده شرع ) آن نامه را هم بشمشير خود آويخت . ( سلام ) بتشديد لام و ( مشكم ) بكسر ميم و سكون شين نقطهدار و فتح كاف ( عريض ) بضم عين بىنقطه و فتح راء كه در آخر آن ضاد نقطهدار باشد و آن عبارت از يك دشت در پيرامون مدينه است ( در خود مدينه )
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 158
مساهمون: ابن الأثير
ص١٥٨