تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
در آنها حجّ را بر خود واجب كند ( با شروع در آن ) پس در حجّ نزديكى بزنان و دروغ و لا و اللَّه بلى و اللَّه گفتن نيست . * ( وَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ فِيما تَراضَيْتُمْ بِه مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ ) * نساء : 24 . فريضة در اين آيه و آيات ديگر بمعنى مفروضه است يعنى معيّن شده و واجب شده . * ( قالَ إِنَّه يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا فارِضٌ وَلا بِكْرٌ عَوانٌ بَيْنَ ذلِكَ ) * بقره : 68 . فارض بمعنى سالخورده و پير است و بقولى آن گاوى است كه بسيار زائيده باشد در علت اين تسميه گفته‌اند : كه آن از اعمال شاقّه خودش را قطع ( و آسوده ) كرده يا عمر ( و جوانى ) خويش را قطع كرده يا زمين را قطع ( و شخم ) كرده است يعنى : گفت خدا فرمايد آن گاوى است نه سالخورده و نه جوان ميان اين دو حال است . در مجمع راجع بفرق فرض و واجب نقل فرموده : فرض با جعل جاعل است كه آن را واجب كند ولى واجب شايد بدون جعل باشد مثل وجوب شكر منعم ، على هذا نسبتشان عموم و خصوص مطلق است . به نظر راغب ايجاب باعتبار وقوع و ثبوت حكم و فرض باعتبار تعيين آن گفته مىشود .
فرط : تقدّم و جلو افتادن ( مجمع ) در لغت آمده : « فَرَطَ فُرُوطاً : سَبَقَ وَتَقَدَّمَ - فَرَطَ عَلَيْه فِى الْقَوْلِ فَرْطاً : اسْرَفَ وَتَقَدَّمَ » و آن با تجاوز و تعدى ميسازد . فارط و فرط ( بر وزن فرس ) پيشروى است كه قبل از كاروان براى اصلاح حوض و دلوها وارد آب شود . در دعا دربارهء مرگ فرزند صغير گويد : « اللَّهُمَّ اجْعَلْه فَرَطاً » يعنى خدايا او را اجر متقدّم و ثواب جلو افتاده گردان . * ( قالا رَبَّنا إِنَّنا نَخافُ أَنْ يَفْرُطَ عَلَيْنا أَوْ أَنْ يَطْغى ) * طه : 45 . گفتند : خدايا ميترسيم كه فرعون بر ما پيشى گيرد و در عقوبت پيش از آنكه دعوتش كنيم ، عجله كند و يا در تعذيب
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 162 | سيد علي اكبر قرشي