خداست ، كلمات پاكيزه ( كه حاكى از توحيد و عقيدهء پاك است ) بسوى خدا بالا ميرود و عمل صالح كلمات پاك را بلند مىكند و بالا ميبرد . يعنى هر دو بالا ميروند .
اين دو كليد عزّتاند و بوسيلهء آنها مىشود از خدا كسب عزّت كرد در نهج البلاغه خطبهء 112 فرموده :
« و نشهد الَّا إله الَّا اللَّه . . . و انّ محمّدا عبده و رسوله . . . شهادتين تصعدان القول و ترفعان العمل » و در خطبهء 180 فرموده « لما جعلهنّ موضعا لعرشه . . . و لا مصعدا للكلم الطَّيّب و العمل الصّالح من خلقه » .
اصعاد * ( « إِذْ تُصْعِدُونَ وَلا تَلْوُونَ عَلى أَحَدٍ وَالرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ . . . » ) * آل عمران : 153 . در مجمع فرموده :
صعود رفتن در بالائى و اصعاد رفتن در زمين هموار است . آنگاه كه سفر را شروع كنيم گوئيم : اصعدنا من مكة .
قول شاعر از همان است كه گويد :
هواى مع الركب اليمانين مصعد .
جنيب و جثمانى بمكة موثق راغب گويد : بقولى اصعاد دور شدن در زمين است خواه رو به بالا باشد يا رو به پائين . اصل آن از صعود است بمعنى رفتن در اماكن مرتفعه مثل خروج از بصره بنجد و حجاز سپس دور شدن به كار رفته هر چند بلندى در در نظر نباشد نظير « تعال » كه در اصل بمعنى : بيا بالا است و آنگاه در مطلق امر بآمدن استعمال شده خواه به طرف بالا باشد يا پائين .
بنا بر اين معنى آيه چنين مىشود :
آنگاه كه ميرفتيد ( فرار ميكرديد ) و بر كسى توجه نداشتيد و پيامبر شما را ميخواند ( ميگفت : بندگان خدا بسوى من آئيد من رسول خدايم ) .
اصعاد بمعنى بالا بردن نيز آمده است چنان كه از نهج البلاغه نقل شد .
صعد بفتح اول و دوم و صعود بفتح اول و صعيد هر سه در اصل يكىاند . اما صعد و صعود بگردنه گفته مىشود و استعاره از هر كار سخت است ( راغب ) و صعيد خواهد آمد .
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 126
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص١٢٦