مرهون است كه بوثيقه اطلاق مىشود و گرنه آن مصدر است . جوهرى رهان را جمع رهن گفته مثل جبل و جبال ولى در آيه آن را مفرد گفتهاند .
رَهين * ( « كُلُّ امْرِئٍ بِما كَسَبَ رَهِينٌ » ) * طور :
21 . رهين بمعنى مرهون است . راغب گويد : چون از رهن حبس آن در نزد مرتهن به نظر آمده لذا بطور استعاره بحبس هر چيز رهن گفته شده است در الميزان فرموده : هر شخصى در نزد خدا رهن و مقبوض و محفوظ است در مقابل آنچه از خير و شر بجاى آورده تا بجزاى عملش از حيث ثواب و عقاب برسد .
* ( « كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ إِلَّا أَصْحابَ الْيَمِينِ » ) * مدثر : 38 و 39 .
در الميزان گفته مراد از اين آيه رهين عذاب بودن هر نفس است چنان كه سياق ما بعد آيه روشن مىكند .
رهو :
گشوده . باز ( صحاح ) راغب آن را راه وسيع گفته . طبرسى آن را ساكن و آرام معنى كرده ولى راغب آن را نپسنديده است * ( « وَاتْرُكِ الْبَحْرَ رَهْواً إِنَّهُمْ جُنْدٌ مُغْرَقُونَ » ) * دخان :
24 . دريا را گشوده بگذار كه آنها غرق شدگانند . از آيه به نظر ميايد كه اگر موسى ميخواست بار ديگر عصا را به دريا ميزد و آب بهم ميامد ولى خدا از اين كار نهى كرد تا فرعونيان غرق گردند . و منظور موسى آن بود كه دريا بسته شود تا اهل مصر به بنى اسرائيل راه نيابند . اين كلمه فقط يك بار در قرآن آمده است .
ابن اثير در نهايه از على عليه السّلام نقل كرده كه دربارهء آسمان فرمود « و نظم رهوات فرجها » يعنى مواضع گشودهء آن را منظَّم كرد . و گويد : رهوات جمع رهوة است .
رَوح :
بفتح ( ر ) راحتى . طبرسى در ذيل آيهء * ( « وَلا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ الله » ) * يوسف : 87 . گويد « و الروح : الراحة » و اصل باب از ريحى است كه رحمت مياورد و در معنى آيه گفته : مأيوس نباشيد از رحمتيكه خدا مياورد .
جوهرى گويد « الروح و الراحة :
الاستراحة » قاموس آن را راحتى و