* ( الآخِرَةِ ) * نحل : 107 * ( فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى عَلَى الْهُدى ) * فصّلت : 17 * ( يَسْتَحِبُّونَ الْحَياةَ الدُّنْيا عَلَى الآخِرَةِ ) * ابراهيم : 3 .
فكر ميكنم استعمال استفعال در اين محلَّها براى آنست كه دوست داشتن كفر در مقابل ايمان و دنيا در مقابل آخرت و ضلالت در مقابل هدايت يك چيز عادى و فطرى نيست بلكه انسان آن را بر خلاف فطرت خود ميطلبد و بر خود تحميل مىكند .
احْبَبْتُ * ( إِذْ عُرِضَ عَلَيْه بِالْعَشِيِّ الصَّافِناتُ الْجِيادُ . فَقالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ ) * ص 31 - 32 .
اين دو آيه در حال حضرت سليمان است گفتهاند فاعل « توارت » شمس است يعنى آفتاب بپرده شده و غروب كرد . گفتهاند مراد از « الخير » مال كثير است و گفتهاند مراد اسبان است كه در آيه ما قبل ذكر شده است طبرسى گويد : رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم زياد شدن اسبان را زياد شدن خير ناميده و فرموده « الخير معقود بنواصى الخيل الى يوم القيمة » خير تا روز قيامت به پيشانيهاى اسبان بسته است . در معنى اين آيه زياد گفتگو شده و گفتهاند : تماشاى اسبان او را از نماز باز داشت .
روايت شده كه صلاة عصر از او فوت شد و بقول طبرسى در روايات اماميّه است كه اوّل وقت از او فوت شد . جبائى گفته نماز واجبى فوت نشد بلكه نافلهاى بود كه در آخر وقت بجا مياورد .
نگارنده احتمال قوى مىدهم كه « احببت » بمعنى اختيار است و حبّ شىء از اختيار آن جدا نيست و « حبّ الخير » مفعول به « احببت » است و « عن » در * ( « عَنْ ذِكْرِ رَبِّي » ) * بمعنى تعليل است . ارباب لغت تعليل را يكى از معانى نهگانهء « عن » شمردهاند . قاموس و اقرب الموارد تصريح كردهاند كه « عن » در آيهء * ( وَما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لأَبِيه إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاه ) * توبه : 114 براى تعليل است . و مراد از « الخير » بقرينهء آيهء قبل و بعد اسبان است .
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 94
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص٩٤