جبلَّى آنهاست .
همچنين است آيهء * ( وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنْكُمْ جِبِلاًّ كَثِيراً أَ فَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ ) * يس : 62 هر چند در صحاح و در ذيل اقرب الموارد بنقل از قاموس آن را جماعت معنى كرده و طبرسى و زمخشرى و بيضاوى خلق گفتهاند ولى سرشت و طبيعت نيز در نظر است و معناى آن خلق مطلق نيست يعنى شيطان خلق كثيرى از شما را كه بر فطرت هدايت آفريده شده بودند گمراه كرد و فطرت خدائى را تغيير داد كه لازم بود از خواستهء فطرت بر نگردند و گمراه نشوند .
جبن :
جبين طرف پيشانى است .
وسط پيشانى را جبهه و دو طرف آن را جبينان گويند * ( فَلَمَّا أَسْلَما وَتَلَّه لِلْجَبِينِ ) * صافات : 103 چون هر دو تسليم شدند و او را به طرف پيشانى به زمين خوابانيد . آيه در خصوص حضرت ابراهيم و اسمعيل عليهم السّلام است .
جبه :
جبهة وسط پيشانى و موضع سجده است جمع آن جباه است * ( . . . ) *
* ( فَتُكْوى بِها جِباهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ . . . ) * توبه : 35 با آنها پيشانيهايشان و پهلوهايشان و پشتهايشان - داغ كرده مىشود . جبهة در معناى ديگرى نيز به كار رفته ولى در قرآن مجيد فقط در پيشانى و آن هم تنها يك بار آمده است .
جبى :
جمع كردن . * ( أَ وَلَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَماً آمِناً يُجْبى إِلَيْه ثَمَراتُ كُلِّ شَيْءٍ ) * قصص : 57 آيا براى آنها حرم امنى را مكان نداديم كه هر چيز به طرف آن حمل و جمع مىشود .
گويند : « جبيت الماء فى الحوض » آب را در حوض جمع كردم ، جابيه حوضى است كه آب را جمع كرده است جمع آن جواب است ( مفردات ) * ( يَعْمَلُونَ لَه ما يَشاءُ مِنْ مَحارِيبَ وَتَماثِيلَ وَجِفانٍ كَالْجَوابِ . . . ) * سبا :
13 جنّ براى سليمان كاخها ، تمثالها ، و كاسه هائى ببزرگى حوض ميساختند . اجتباء :
جمع كردن است بطور اختيار و بر گزيدن ( مفردات ، مجمع البيان ) * ( فَاجْتَباه رَبُّه فَجَعَلَه ) *