نسبت به آنها شرّ نبود زيرا شرّ عدمى و سيل وجود است .
در جاى ديگر ميخوانيم * ( وَإِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هذِه مِنْ عِنْدِ الله وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هذِه مِنْ عِنْدِكَ ، قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ الله فَما لِهؤُلاءِ الْقَوْمِ لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثاً . ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ الله وَما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ . . . ) * نساء :
78 - 79 .
مشركان برسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم خرده گرفته و ميگفتند : خوبى از جانب خدا و بدى از جانب تو است كه بما ميرسد ! خدا در جواب ميفرمايد : بگو حسنه و سيّئه هر دو از جانب خداست * ( قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ الله ) * در اينجا خدا هر دو را از جانب خود ميگويد و در آيهء بعدى فرموده :
حسنه از جانب خداست ( و اوست كه حسنه ميدهد و كسى اجبارش نميكند ) و سيّئه از جانب ما است يعنى ما سبب ميشويم كه خداوند سيّئه پيش مياورد . در قرآن كريم آيات زيادى هست كه شرور و بلاها معلول اعمال ناشايست مردم است مثل * ( وَما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ ) * شورى : 30 * ( ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ الله ) * تغابن : 11 در آيهء اوّلى بلا را معلول عمل آدمى و در آيهء دوّم از خدا ميداند .
يعنى شرّ را خدا مياورد ولى علَّت آن عمل انسان است . اگر گويند :
بمقتضاى * ( الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَه ) * بايد اينها شرّ و بد نباشند و حال آنكه قرآن مجيد در شرّ و مصيبت بودن اين قبيل چيزها صريح است ؟ ! .
گوئيم اينها از لحاظ تقدير و موازنه و اثر اعمال و انتقام در مقابل طغيان ، عدل و خيراند هر چند نسبت به اشخاص مجرم شرّ و مصيبت باشند چنان كه در سوره الرحمن در چند محلّ پس از ذكر عذابهاى آخرت آيهء * ( فَبِأَيِّ آلاءِ . . . ) * آمده است زيرا آن عذابها نسبت بنظام عالم و مقتضاى شقاوت مجرمين خير و از لوازم نظام كلَّى عالمند گرچه نسبت بمجرمين شرّاند
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 140
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص١٤٠