بريسمان و كمند صيّاد حباله گويند جمع آن حبائل است .
بكمندهاى شيطان كه وسوسه ها و اغواهاى اوست حبائل شيطان گويند در نهج البلاغه خطبهء 149 هست « وَاستعينه على . . . الاعتصام من حبائله و مخاتله » .
در بارهء حبل الوريد : رگ گردن ، رگ قلب و غيره نيز گفتهاند در صحاح گفته : وريد رگى است عرب آن را رگ قلب گويد و آنها دو وريد است . . . اين سخن احتمال فوق را كه وريد شامل هر دو رگ شريان و وريد است تأييد مىكند .
حتم :
واجب . قطعى . در مجمع البيان گويد : حتم و جزم و قطع هر سه بيك معنى است * ( وَإِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا . ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَنَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها جِثِيًّا ) * مريم : 71 و 72 از شما كسى نيست مگر آنكه وارد جهنّم مىشود ، اين ورود يا اين حكم بر پروردگارت حتمى است سپس پرهيز كاران را نجات ميدهيم و ستمكاران را در آن به زانو در آمده ميگذاريم .
ظاهر آيه مىرساند كه همه بجهنّم داخل خواهند شد ولى بدكاران در آن مانده و نيكو كاران بيرون خواهند رفت ولى ورود بمعنى دخول نيست راغب گفته : ورود بمعنى قصد كردن آب است * ( وَلَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْيَنَ ) * چون آب مدين را قصد كرد .
پس ورود بمعنى قصد آب است چنان كه صدور بمعنى برگشتن مىباشد على هذا به نظر نگارنده اين دو آيه عبارت اخراى آيات قبل است كه فرموده * ( فَوَ رَبِّكَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَالشَّياطِينَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِيًّا . ) *
* ( ثُمَّ لَنَنْزِعَنَّ مِنْ كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمنِ عِتِيًّا . ثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُ بِالَّذِينَ هُمْ أَوْلى بِها صِلِيًّا ) * .
اين آيات روشن مىكند كه همه در كنار جهنّم حاضر ميشوند و خدا ميداند كدام كس به داخل شدن اولى است و آن همان نجات پرهيز كاران و ماندن ستمكاران است و الله العالم . الميزان در بارهء اين آيه