[ ادامه سخن در باره ايام عرب ]
سخن دربارهء جنگ ميان حارث الاعرج و بنى تغلب
ابو عبيده گفته است :
بكر و تغلب ، دو پسر وائل ، پيرامون منذر بن ماء السماء گرد آمدند و اين اجتماع بعد از جنگى بود كه قبائل بكر و تغلب با هم كردند .
كسى كه اين دو قبيله را با يك ديگر آشتى داد شراحيل بن مرة بن همام بود .
بارى ، منذر بن ماء السماء به يارى بكر و تغلب به جنگ با طايفهء بنى آكل المرار پرداخت و پسر خود - عمرو بن هند - را به فرماندهى فرزندان بكر و تغلب گماشت و به دو گفت :
« برو با دائىهاى خود بجنگ ! » او نيز به جنگ ايشان شتافت و پيكارى سخت كرد ، چنان كه طايفهء بنى آكل المرار شكست خوردند و به اسارت در آمدند .
عمرو بن هند ايشان را پيش منذر آورد و منذر نيز همه را كشت .
بعد قبيلهء تغلب از منذر گسست و به شام رفت و ما سبب اين جدائى را - به خواست خداوند - در ضمن شرح اخبار شيبان ذكر