تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
برد تا ساكنانش را غارت كند . قيس همين كه به نباج رسيد ، اسبان خود را آب داد ، سپس آنچه لشكريانش آب همراه داشتند همه را دور ريخت و به آنان گفت : « بايد مردانه بجنگيد تا به پيروزى برسيد ، و گرنه مرگ در پيش روى و بيابان بىآب در پشت سر شماست . » ياران قيس كه چنين ديدند ، صبح به هر كس كه از قبيلهء بكر در نباج بود حمله بردند و چنان سخت نبرد كردند كه بكريان شكست خوردند و لشكر قيس غنائمى از ايشان به چنگ آورد كه از شدت زيادى به شمار در نمىآمد . قيس پس از فراغت از آن تاراج ، شتابان باز گشت و به سوى ثيتل رفت و خود را به سلامة و يارانش رساند . سلامة هنوز با ساكنان ثيتل به جنگ نپرداخته و از تاراج آن ناحيه نصيبى نبرده بود كه قيس رسيد و به مردم ثيتل نيز حمله برد و آنان را شكست داد و غنائمى به چنگ آورد به اندازهء غنائمى كه در نباج به دست آورده بود . در اين هنگام سلامة بن ظرب به نزد او آمد و گفت : « شما كسانى را هم كه از آن من بوده‌اند غارت كرده‌ايد . در صورتى كه اينها شكار من بودند و مىبايست اموالشان به من برسد . » بر سر اين موضوع با هم چون و چرا كردند تا جائى كه نزديك بود ميانشان آشوبى بر پاى گردد ولى سرانجام با هم صلح كردند بدين قرار كه قيس آنچه از ثيتل به چنگ آورده به سلامة واگذار كند . ربيعة بن طريف در اين باره مىگويد :
فلا يبعدنك الله قيس بن عاصم * فانت لنا عز عزيز و معقل