جذيمة بن نصر بن قعين بود .
و نيز گفته شده است :
رئيس اسد خالد بن نضله ، و رئيس رباب اسود بن منذر برادر نعمان بود .
ولى اين روايت درست نيست .
رياست همهء آن جماعت را نيز حصن بن حذيفة بن بدر بر عهده داشت .
در اين باره زهير بن ابى سلمى مىگويد :
و من مثل حصن فى الحروب و مثله * لانداد ضيم او لامر يحاوله
اذا حل احياء الاحاليف حوله * بذى نجب لجاته و صواهله
بنى تميم همين كه اين خبر را شنيد ، از بنى عامر بن صعصعه يارى خواست و بنى عامر نيز بنى تميم را يارى داد .
حاجب بن زراره فرماندهى بنى تميم را داشت و عامر بن صعصعه را « جواب » ( به تشديد واو ) مىخواندند .
« جواب » لقب مالك بن كعب ، از بنى ابى بكر بن كلاب ، بود زيرا بنى جعفر را جواب به سوى بنى حارث بن كعب رانده ، و بنى جعفر نيز با بنى حارث هم پيمان شده بود .
مىگويند رئيس بنى عامر نيز شريح بن مالك قشيرى بود .
اين دو طايفه حركت كردند و در نسار با حريف خود روبرو شدند و به پيكار پرداختند .
درين نبرد مردان عامر پايدارى كردند و به همين دليل تلفات زياد دادند ولى تميم كناره گرفت و رهائى يافت و تلفات زياد نداد .
شريح قشيرى ، فرمانده بنى عامر و عبيد بن معاوية بن عبد الله بن كلاب و چند تن ديگر كشته شدند . گروهى از اشراف زنان بنى عامر نيز به اسارت در آمدند كه سلمى دختر مخلف و عنقاء دختر