سخن دربارهء پادشاهى خسرو انوشيروان
خسرو انوشيروان ، پسر قباد ، همين كه تاج بر سر نهاد ، براى مردم سخنرانى كرد و خداى را سپاس گفت و ستود و تباه شدن كارها و آئين و فرزندان مردم را به يادشان آورد و مژده داد كه همهء آنها را اصلاح خواهد كرد و سرو سامان خواهد بخشيد .
بعد فرمان داد تا سرهاى مزدكيان را از تن جدا كنند .
در پى اين فرمان ، مزدكيان كشته شدند و دارائى آنان در ميان نيازمندان تقسيم گرديد .
سبب كشتن آنان اين بود كه قباد - همچنان كه گفتيم - از كيش مزدك و آنچه راه وى بود پيروى مىكرد و به هر دستور كفر آميزى كه او مىداد - و ما ضمن شرح روزگار پادشاهى قباد از آن نام برديم - گردن مىنهاد .
در آن روزگار منذر بن ماء السماء به نمايندگى از سوى قباد ، شاهنشاه ايران ، در حيره و نواحى وابسته بدان ، پادشاهى مىكرد .
قباد او را به پذيرفتن كيش مزدك فراخواند ولى او اين پيشنهاد را نپذيرفت .