در اين مسئله اختلافى نيست كه پيغمبر اكرم ، صلى الله عليه و سلم ، در روزگار انوشيروان به جهان آمد و مدت فرمانروائى انوشيروان چهل و هفت سال بود .
در اين هم چون و چرائى نيست كه پس از چيرگى حبشه بر يمن ، پادشاهى حيره بر افتاد و آخرين پادشاهشان نيز ذو نواس بود .
سلطنت حمير پيش از ذو نواس متزلزل شده و نظامش از هم گسيخته بود كه مردم حبشه در آن طمع كردند و آن را گرفتند .
دست يا بى ايشان بر يمن نيز در روزگار قباد بود . در اين صورت چگونه ممكن است پادشاهى حبشيان در عهد قباد از يمن بر افتاده باشد و تبع پادشاه يمن هم ، پيش از تسلط حبشه بر يمن ، قباد را كشته و كشورش را گرفته باشد ؟
چنين چيزى مردود است و وقوع آن محال و باور نكردنى است .
فرمانروائى حبشيان در يمن هفتاد سال ، و به گفتهء برخى ، بيش از اين مدت به درازا كشيد و انقراض فرمانروائى ايشان نيز در پايان شاهنشاهى انوشيروان بود . آنچه در اين باره گفته شده مشهور و حديث سيف ذى يزن نيز روشن است .
پس از رفتن حبشيان ، يمن همچنان در دست ايرانيان بود تا مسلمانان آن را گرفتند .
چگونه درست در مىآيد كه مدت فرمانروائى تبع ، پادشاهى كه شهرهاى ايران را گرفت و مدت سلطنت ساير شاهان حمير كه پس از او آمدند و مدت تسلط حبشيان كه هفتاد سال بود ، همه در روزگار انوشيروان باشد كه پادشاهى وى چهل و اندى سال بيشتر نبود ؟
و اين شگفتآور است كه مدت بعضى از آنها كه هفتاد سال است سپرى مىشود پيش از آن كه چهل و اندى سال سپرى گردد !
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 23
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٣