هرقل راه خود را پىگرفت و پيمود تا به نزديك مدائن رسيد ، بعد به كشور خويش بازگشت .
سبب بازگشت او اين بود كه خسرو پرويز وقتى در جنگ با هرقل خود را زبون و ناتوان يافت ، نيرنگى به كار برد و نامهاى به شهربراز نوشت و او را ستود و سپاسگزارى كرد و گفت :
« آنچه دربارهء فريب دادن فرمانرواى روم ، به تو دستور داده
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
در دفاع از بيزانس بكوشد .
در عوض ، كليسا هم اجازه داد تمام ظروف طلا و نقره را هم ذوب كرده ، سكه زنند و به مصارف جنگ برسانند .
هراكليوس با سپاه خود در سال 622 ميلادى از بغاز هلس پونت ( داردانل ) گذشت و آسياى صغير را فتح كرد ، و پس از رسيدن به مرزهاى ارمنستان ، شهربراز را شكست داد ، و به قسطنطنيه بازگشت .
در سال بعد با مردمان شمال ، مانند خزرها و ديگران همدست شده ، از طرف لازيكا به ايران لشكر كشى كرد .
خسرو پرويز با چهل هزار سرباز به مقابل او به آذربايجان شتافت .
ولى هراكليوس در سال 623 ميلادى شهر گنزك ( شيز ) را تسخير و آتشكده بزرگ آذر گشنسب را ويران كرد .
خسرو پرويز در موقع فرار از اين شهر آتش مقدس را بهمراه برد .
سال بعد خسرو خواست حمله به آران ( آلبانى ) برده به كمك سه اردوى خود قواى قيصر را معدوم سازد ولى هراكليوس پيشدستى كرده به ارمنستان وارد شد و پيش از آن كه اردوها بهم بپيوندند هر كدام را جداگانه شكست داد .
پس از آن به اردوى خسرو حمله برده آن را در هم شكست و در سال بقيه ذيل در صفحه بعد