ابن اسحاق گفته است :
حضرت رسول ( ص ) شش ساله بود كه آمنه ، مادر وى در ابواء ، محلى ميان مكه و مدينه در گذشت .
او فرزند خود ، محمد ( ص ) ، را به مدينه آورده بود تا دائىهاى او ، كه از خاندان بنى نجار بودند ، او را ببينند . و هنگامى كه از اين سفر باز مىگشت ، زندگى را بدرود گفت .
و نيز گفته شده است :
آمنه به مدينه رفت تا آرامگاه شوهر خود ، عبد الله ، را زيارت كند . پيغمبر خدا ( ص ) و ام ايمن پرستارش هم با او بودند .
هنگامى كه از اين سفر برگشت ، در ابواء از جهان رفت .
همچنين گفته شده است :
عبد المطلب به ديدن دائىهاى خويش ، كه از بنى نجار بودند ، رفت و آمنه و محمد پيغمبر خدا ( ص ) را نيز با خود برد .
پس از بازگشت از اين سفر ، آمنه در مكه زندگى را بدرود گفت و در گردنه ابو ذر به خاك سپرده شد .
ولى روايت نخستين درستتر است .
مردان قريش هنگامى كه به جنگ احد رفتند كوشيدند تا آرامگاه آمنه را بشكافند و پيكرش را بيرون اندازند .
ولى برخى از ايشان گفتند :
« ديدن تن زنان براى مردان شرم آور است و اگر چنين كارى بكنيد احتمال دارد كه ياران محمد نيز انتقام آن را از زنان شما بكشند . »
با اين سخن ، خداوند گزندشان را از آرامگاه مادر پيغمبر خدا ، صلّى اللّه عليه و سلم ، دور ساخت .
ابن اسحاق گفته است :
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 135
مساهمون: ابن الأثير
ص١٣٥