قوم حمير كه چنين ديدند به آئين تبان ، كه مذهب يهود بود ، گرويدند .
پيش از اين رويداد ، شافع بن كليب صدفى ، كه كاهنى بود به نزد اين تبع آمده بود .
تبع ، يعنى تبان اسعد ، از او پرسيد :
« آيا قومى را ديدهاى كه پادشاهى آنان برابر با پادشاهى من باشد ؟ » جواب داد :
« نه ، جز پادشاهى ملوك غسان ، فرمانروائى ديگرى را نديدم . »
پرسيد :
« آيا هيچ پادشاهى ديدى كه قدرتش بيش از قدرت او باشد ؟ » پاسخ داد :
« آرى ، پادشاهى را مىبينم كه نيك نهاد و نيكوكار است ، دستى توانا او را يار است ، ستايش او در زبور بسيار است ، وصف امت او در كتابهاست ، با روشنى از تيرگى خواهد كاست ، او احمد پيغمبر خدا است ، خوشا به حال امتش هنگامى كه او به نبوت بر خواهد خاست .
او يكى از فرزندان لؤى [ ( 1 ) ] ، همچنين يكى از فرزندان قصى [ ( 2 ) ] است . »
هامش
[ ( 1 ) ] - لؤى ( به ضم لام و فتح همزه و سكون ياء ) : ابن غالب بن فهر بن مالك ، مكنى به ابو كعب ، جدى جاهلى از قريش وجد هفتم رسول صلوات الله عليه ( لغتنامهء دهخدا )
[ ( 2 ) ] - قصى ( به ضم قاف و سكون ياء مشدد ) : ابن كلاب بن مره اصل بقيه ذيل در صفحه بعد