بد گمان بود و بسيار تهمت مىزد و هيچ كس دربارهء هيچ چيز از دستش آسودگى نداشت .
هيچ كس را در برابر انجام سختترين كارها پاداش نمىداد و كسى در نزد او گرامىتر بود كه ازو كمتر توقع داشت . و اگر مىشنيد كه يكى از يارانش با يكى از خدمتگارانش دوستى و مهربانى كرده ، او را از كار بر كنار مىنمود .
با اين همه ، مردى تيزهوش و فرهنگ دوست بود و با برخى از دانشها آشنائى داشت .
نرسى ، حكم فرزانهء روزگار خويش را به وزارت خود منصوب كرد و او را « هزار بنده » لقب داد .
نرسى مردى فاضل و در اخلاق و رفتار كامل بود و مردم آرزو مىكردند كه او رفتار و كردار يزدگرد را اصلاح كند ولى دور بود كه اين آرزو بر آورده شود .
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
پيداست كه اين لقب را موبدان زرتشتى كه نسبت به مسامحهكارى وى دربارهء مسيحيان ، خشمگين بودهاند ، به او دادهاند . . .
در منابع مسيحى سريانى نام او به نيكى ياد شده و او را - بر خلاف زرتشتيان - شاه نيكوكار و طرفدار مسيحيت و مسيحيان خواندهاند .
همچنين ، پروكوپيوس ، مورخ بيزانسى ، از سخاوت و بزرگمنشى اين پادشاه تحسين مىكند .
مورخان عرب و ايرانى كه نوشتههاى ايشان مبنى بر تواريخ زرتشتى عهد ساسانى است ، او را به صفاتى از قبيل بزهكار ، بزهگر و دبهر ، يعنى فريبنده ، خواندهاند .
بقيه ذيل در صفحه بعد