تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
دربارهء سال‌هاى فرمانروائى او اختلاف است . برخى اين مدت را هيجده سال و برخى ديگر هفده سال دانسته‌اند . خدا حقيقت را بهتر مىداند .
هامش
[ ( ) ] اجرا كند و جنگى با سارمات‌ها كه در آن طرف كوه‌هاى قفقاز و در جنوب روسيهء كنونى سكنى داشتند ، شروع كرده به حدود ايران رسيد . بهرام كه قواى خود را به طرف مشرق متوجه نموده و از سرحدات غربى ايران دور بود ، سفيرى نزد كاروس فرستاد تا مذاكراتى راجع به ادامهء صلح نمايد . كاروس جواب داد : « تا شاه ايران مطيع نشود ، از جنگ منصرف نخواهم شد و ايران را چنان عارى از درخت خواهم كرد كه سر من عارى از مو است . » پس از آن جنگ را شروع نموده بين النهرين و حتى تيسفون را گرفت . و ليكن در اين احوال رعد و برقى حادث شد كه بعد امپراطور را مرده يافتند و معلوم نيست كه برق او را زد يا مرگ از جهة ديگر روى داد : بهر حال ، قشون رومى اين واقعه را علامت خشم خدا دانسته ، شوريد و تقاضاى عقب‌نشينى نمود . فوت بهرام در 282 ميلادى بود . سكه‌هاى او صورت ملكه و پسر جوان او را نيز داراست . ( تاريخ ايران ، مشير الدوله ، چاپ خيام ، ص 187 )