با پاى خود به گور من خواهد كوفت . و شما هر گاه چنين حركتى از او ديديد گور مرا بشكافيد تا من از گور بيرون آيم و شما را از آنچه روى مىدهد آگاه كنم . »
هنگامى كه مرد و او را به خاك سپردند ، آنچه را كه گفته بود به چشم ديدند و خواستند گورش را بشكافند .
ولى برخى از آنان اين كار را روا ندانستند و گفتند :
« مىترسيم از اين كه اگر گور او را بشكافيم تازيان ما را دشنام دهند كه چرا يكى از مردگان خود را از گور بيرون كشيدهايم . »
از اين رو ، گور او را دست نزدند و آن را به حال خود گذاشتند .
روى اين اصل بود كه گفتهاند : پيامبر اكرم ، صلى اللّه عليه و سلم ، دربارهء او فرمود :
« او پيغمبرى بود كه قوم وى پيامبرى او را تباه كردند و از آن بهره نبردند . »
ولى دختر وى پيش پيغمبر اسلام ، صلّى اللّه عليه و سلم ، آمد و به دو ايمان آورد .
همچنين گفته شده است كه : « خالد در پايان رويدادهاى روزگار ملوك الطوائفى - يعنى دورهء اشكانيان - ظهور كرد . » و اين درست نيست . زيرا از آنجا كه دخترش به خدمت پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و سلم ، رسيده ، ظهور او بايد مدتها پس از شاهنشاهى اردشير بن بابك صورت گرفته باشد .
در طى فصول بعد بر مىگرديم به ذكر اخبار پادشاهان ايران بر حسب زمان وقوع وقايع تاريخى ، و قبلا - به خواست خداى بزرگ - به ذكر تعداد پادشاهان اشكانى از ملوك الطوائف و طبقات شاهان ايران مىپردازيم .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 180
مساهمون: ابن الأثير
ص١٨٠