هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
جنگ دوم با روم - فرهاد به قدرى با نجبا سختگيرى مىكرد كه بعضى از آنها جلاى وطن كردند .
منزس ( به ضم ميم و كسر زاء ) يكى از سرداران نامى او ، نزد مارك آنتوان ، كه يكى از سه زمامدار روم و والى مصر بود ، رفته به او گفت :
« حالا موقع آن رسيده كه روم از ايران انتقام شكست كراسوس را بكشد . »
فرهاد وقتى كه اين خبر را شنيد ، از سردار مزبور استمالت كرده ، احضارش نمود و آنتوان توسط او از فرهاد خواهش كرد كه بيرقهاى رومى و اسرائى را كه حيات دارند به روم مسترد دارد .
ولى اين ظاهر كار بود و باطنا آنتوان تهيهء جنگ مىديد .
وقتى كه تجهيزات او كامل شد ، با لژيونهائى كه عدهء نفراتشان به صد هزار مىرسيد ، عزيمت ايران نمود و پادشاه ارمنستان ، آرتاواردس ( به كسر دال ) شش هزار پياده و همان قدر سوار به او داد .
آنتوان مىخواست از طرف فرات وارد خاك ايران شود ولى چون ديد پارتىها همه جا را گرفته محكم دارند ، به طرف ارمنستان رفت .
پادشاه ارمنستان به او گفت كه تمام قشون ايران در نواحى فرات است و بنابر اين به سهولت مىتوانى به آذربايجان حمله برده ، پايتخت آن را كه پراسپا ( به فتح پ و راء و الف و سكون سين ) است ، تسخير كنى .
بقيه ذيل در صفحه بعد