ارسطو بزرگترين و دانشمندترين حكيمان يونان بود و اسكندر از انديشههاى خردمندانهء او بهره مىبرد و اندرزهاى او را به كار مىبست .
ارسطو حكمت را از افلاطون ، شاگرد سقراط ، آموخت .
سقراط در طبيعيات ، سواى علوم ديگر ، شاگرد اوسيلاوس بود كه به معنى سر درندگان است .
اوسيلاوس نيز شاگرد انكساغورس بود .
چيزى كه بود ، ارسطو در مسائلى چند با استاد خود مخالفت مىكرد و هنگامى كه درين باره با او سخن گفته شد ، پاسخ داد :
« افلاطون دوست من است ، حقيقت نيز دوست من است ولى البته حقيقت در دوستى برترى دارد . »
علماء تاريخ دربارهء پادشاهى كه پس از اسكندر در سواد عراق به فرمانروائى رسيد و شمار پادشاهانى كه در دورهء ملوك الطوائفى بر سرزمين بابل دست يافتند ، اختلاف دارند .
هشام بن الكلبى و ديگران گفتهاند :
پس از اسكندر ، بلاقس سلبقس ( سلوكوس ) به پادشاهى رسيد .
پس از او انطيخس ( آنتيوخوس ) پادشاه شد و اين همان كسى است كه شهر انطاكيه را ساخت .
سواد كوفه مدت پنجاه و چهار سال در دست اين پادشاهان بود و بر نواحى جبال و اهواز و فارس چيرگى داشتند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 219
مساهمون: ابن الأثير
ص٢١٩