كردند .
در طى سخنانى كه پيش از اين گذشت ما سبب برگشتن آن گروه از فرزندان اسرائيل را كه بخت نصر اسيرشان كرده بود ، به بيت المقدس باز گفتيم .
اين بازگشت در روزگار كيرش بن اخشويرش بود كه از از سوى بهمن در بابل فرمانروائى مىكرد و چهار سال پس از درگذشت او ، در روزگار پادشاهى دخترش خمانى ، نيز همچنان بر اورنگ فرمانروائى پايدار ماند .
ويرانى بيت المقدس نيز ، از زمانى كه بخت نصر آن را ويران ساخت ، يكصد سال به درازا كشيد .
مقدارى از اين مدت در روزگار بهمن و مقدارى ديگر در روزگار دخترش خمانى سپرى شد .
جز اين هم گفته شده و ما دربارهء اين اختلاف پيش از اين سخن گفتيم .
برخى از مورخان برآنند كه كيرش همان بشتاسب است و من اين سخن را رد مىكنم زيرا كيرش هرگز تنها و بالاستقلال پادشاهى نكرد .
هنگامى كه بيت المقدس از نو آباد شد و مردمش بدان جا بازگشتند ، عزير پيغمبر نيز در ميانشان بود .
از آن تاريخ بدين سو ، هر كس كه بر بنى اسرائيل فرمانروائى مىكرد ، به نمايندگى از سوى ايرانيان بود ، خواه مردى از ايرانيان و خواه مردى از فرزندان اسرائيل بدان سمت گماشته مىشد .
چنين بود تا هنگام كشته شدن دارا بن دارا ، كه به سبب
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 156
مساهمون: ابن الأثير
ص١٥٦