« بيشترشان از سرزمين چين است . » و چين را براى او وصف كرد .
پادشاه يمن سوگند خورد كه به چين لشكر كشد . اين بود كه با حميريان به راه افتاد تا به مردم زبون و كودنى رسيد كه كلاههاى دراز و سياه داشتند .
در آن جا مردى از كسان خود را كه ثابت ناميده مىشد با گروهى انبوه به سوى چين گسيل داشت كه رفت و شكست خورد .
پس از او ، تبع ، خود رهسپار چين شد و داخل چين گرديد و رزم آوران چينى را كشت و هر چه در آن جا يافت ، به غنيمت گرفت .
رفتن او به چين و ماندن او در آن جا و بازگشت او از آن سرزمين بر روى هم هفت سال طول كشيد .
هنگامى كه مىخواست باز گردد دوازده هزار سوار از دلاوران حميرى را در تبت به پاسدارى گماشت .
اين گروه اهل تبت هستند ولى خود را عرب مىدانند و رنگ و خلق و خوى ايشان نيز مانند رنگ و خوى تازيان است .
آنچه تا اين جا گفتيم ، به همين گونه گفته شده است ولى بسيارى از مورخان دربارهء اين رويدادها اختلاف دارند و روايت هر يك با روايت ديگرى فرق مىكند .
يكى رويدادى را جلوتر ذكر مىكند كه ديگرى آن را عقبتر آورده است .
و از اين درازگوئىها هم سود بسيارى بدست نمىآمد .
ولى ما آنچه را كه كوتاه يافتيم در اين جا نقل كرديم .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 151
مساهمون: ابن الأثير
ص١٥١