بهمن بن اسفنديار بن بشتاسب مىزيست . و كسى است كه از يمن ، در راهى كه « رايش » پيموده بود ، پيش رفت تا به دو كوه طيئ رسيد .
از آن جا به سوى شهر انبار روى نهاد .
هنگامى كه به محل حيره رسيد ، حيران و سرگدان شد و شبانگاه در آن جا ماند . بدين مناسبت آن سرزمين را « حيرة » ناميد .
آنگاه گروههائى از قبائل ازد و لخم و جذام و عامله و قضاعه را در آن جا گذاشت كه خانههائى ساختند و در آن جا ماندگار شدند .
سپس مردمى را از طيئ و كلب و سكون و خانواده بلحرث بن كعب و اياد بدان جا كوچ داد .
بعد به سوى موصل روى نهاد .
از آن جا به آذربايجان رفت و با تركان جنگيد و آنان را شكست داد .
جنگ آورانشان را كشت و فرزندانشان را اسير كرد .
سپس به يمن بازگشت .
اين پيروزيها باعث شد كه فرمانروايان و پادشاهان ازو بيمناك گرديدند و هديههائى براى او فرستادند . پادشاه هندوستان نيز كالاهاى گرانبهائى پيشكش كرد .
در ميان آنچه براى پادشاه يمن فرستاده بود ، تحفههاى بسيارى از پارچههاى ابريشمين و مشك و عود و كالاهاى ديگر بود .
پادشاه يمن چيزهائى ديد كه همانندش را هرگز نديده بود .
از اين رو ، به فرستادهاى كه آنها را آورده بود ، گفت :
« آيا اينها همه از شهر شماست ؟ » جواب داد :
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 150
مساهمون: ابن الأثير
ص١٥٠