خداوند بزرگ بر او وحى شده است .
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
باقى نماند .
پس اهورامزدا به او تعليم داد و او را به پيغامبرى برگزيد و امر فرمود كه حقايق و تعاليم و تكاليف آئين بهى را به عالميان بياموزد .
از آن پس ، هشت سال ديگر بر زردشت بگذشت و او در عالم كشف و شهود با شش فرشته مقرب ( امشاسپندان ) يكايك گفت و شنود كرد و از مجلس هر كدام بر روشنائى ضمير و صفاى دل او لختى مىفزود .
در « گاتاها » كه ظاهرا كلمات خود زردشت است به اين مكاشفات اشاره شده و بعضى قطعات كه حاكى از مطالب اصلى و موثق و معتمد است از زمان او به جاى مانده از آن جمله يك جا مىگويد :
« من ، مانند وخشور پاك ، ترا ، اى اهورامزدا ، مىستايم .
وقتى كه وهومنه ( پندار نيك ) نزد من آمد و از من پرسش كرد : كيستى ؟ و به كه وابستهاى ؟ و نشانى تو در اين روزگار چيست ؟ به او گفتم : من زردشتم دشمن دروغ ، كه تا غايت توانائى وجود با دروغ نبرد مىكنم و پشتيبان نيرومند راستگويانم ، و سرانجام به عالم بىپايان خواهم رسيد و در آن جا تو را ، اى مزدا ، ستايش خواهم كرد و نغمهها به ياد تو خواهم سرود .
تو اى روان پاك و مقدس ، تو را اى اهورامزدا ، مىستايم .
هنگامى كه وهومنه ( پندار نيك ) نزد من آمد و از من سؤال فرمود كه :
آهنگ چه كار دارى ؟ در پاسخ گفتم : حرمت و ستايش آتش تو آهنگ من است و تا تاب و توان دارم در طريق حق كوشش مىكنم . راستى را به من نشان ده تا او را بطلبم ! چون تو به من گفتى : به راستى برو و راستى را تعليم ده ، مگر