سخن درباره درگذشت حضرت ابراهيم و شماره صحيفههائى كه بر او نازل شد
گفته شده است :
خداوند هنگامى كه خواست جان ابراهيم را بگيرد ، عزرائيل را به صورت پيرى فرتوت نزد او فرستاد .
ابراهيم كه سرگرم خوراك دادن به مردم و پذيرائى از ايشان بود ، او را ديد كه با پيرى و سالخوردگى در هواى گرم گام برمىدارد .
براى اين كه از رنج او بكاهد خرى را به نزدش فرستاد كه سوارش شد و پيش او آمد .
پيرمرد بر خوان او نشست و لقمهاى برگرفت و خواست به دهان خود برد ولى در چشم و گوش خود برد و سرانجام آن را داخل دهان خود كرد .
لقمه هنوز به درون معده او نرفته از نشيمن او بيرون ريخت ! حضرت ابراهيم از پروردگار خويش خواسته بود كه