تا هنگام هجرت سه هزار و يكصد و سى و نه سال است » و با اين سخن چيزى را به ياد نمىآورند كه فراتر از كيومرث شناخته شده باشد و گمان مىبرند كه كيومرث همان آدم ابو البشر است .
اهل اخبار درين بارهء اختلاف دارند . يكى همان سخنى را مىگويد كه زرتشتيان گفتهاند .
ديگرى بر آنست كه : او ( يعنى كيومرث ) كه پس از دست يا بى و فرمانروائى بر هفت اقليم آدم ناميده شده ، حسام بن يافث بن نوح است .
او از حضرت نوح ( ع ) پيروى و فرمانبردارى كرد . و نوح نيز دربارهء او و خانوادهء او دعا كرد كه خداوند ايشان را از درازى عمر برخوردار گرداند و بر شهرها چيره سازد و فرمانروائى ايشان را پيوسته و پاينده دارد .
دعاى و مستجاب شد .
از اين رو ، كيومرث و پسرش در ايران پادشاهى كردند .
و فرمانروائى همچنان در ميان بازماندگانشان باقى بود تا اينكه مسلمانان داخل مدائن شدند و بر كشورشان چيرگى يافتند .
ابو جعفر چنين گفته است . برخى نيز جز اين مىگويند .
من مىگويم : ابو جعفر سپس فصولى را بيان مىكند كه دلالت دارند بر حدوث ازمان و اوقات و اينكه آيا خداوند پيش از آفرينش زمان چيزى آفريده است يا نه ؟ و همچنين دربارهء نابودى جهان و اينكه جز خداى بزرگ هيچ چيز ديگرى ماندگار نخواهد بود و اوست كه همه چيز را از نيستى به هستى آورده است .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 153
مساهمون: ابن الأثير
ص١٥٣