ناصرى » و مشتمل است بر بيان اخلاق كريمه و سياسات مرضيه ، بر طريقه حكما ، انديشه مند ( 1 ) بود كه مختصرى در بيان سير اولياء و روش اهل بينش بر قاعده سالكان طريقت ، و طالبان حقيقت ، مبنى بر قوانين عقلى و سمعى ، و مبنى از دقايق نظرى و عملى كه به منزلهء لبّ آن صناعت و خلاصهء آن فن باشد مرتب كردهاند ، و اشتغال ( 2 ) بدان مهم از كثرت شواغل بىاندازه و موانع بىفايده ميسّر نمىشد ، و اخراج آنچه در ضمير بود از قوّه به فعل دست نمىداد ، تا در اين وقت كه اشاره نافذ خداوند صاحب اعظم نظام ، و دستور عالم والى السّيف و القلم ، قدوة اكابر العرب و العجم ، شمس الحقّ و الدين ، بهاء الاسلام و المسلمين ، ملك الوزراء في العالمين ، صاحب ديوان الممالك ، مفخر الاشراف و الاعيان ، مظهر العدل و الاحسان ، افضل و اكمل جهان ، ملجأ و مرجع ايران ، محبّ الاولياء ، صاحب السعيد محمد بن الجوينى ( 3 ) اعزّ اللَّه انصاره ، و ضاعف اقتداره ، با تمام آن انديشه نفاذ يافت بر نوعى كه فرصت دست داد ، و وقت و حال اقتضا كرد ، با وجود عوايق و وفور علايق آنچه خاطر به ايراد آن مساعدت نمود در تقرير آن موانع مسامحت كرد ، از جهت انقياد امر آن بزرگوار و امتثال فرمان مطاع او ، چند باب مشتمل بر شرح آن حقايق و ذكر آن دقايق در اين مختصر وضع كرد ، و در هر باب آيتى از تنزيل مجيد كه « لا يأتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه » 41 : 42 كه ( 4 ) به استشهاد وارد بود ايراد كرد ، و اگر در اشاره به مقصود مصرّح نيافت بر آنچه به آن نزديك بود اقتصار كرد ، و آن را « اوصاف الاشراف » نام نهاد ، اگر
أوصاف الأشراف — صفحة 4
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٤
هامش
( 1 ) ن و گ : انديشه بود . .
( 2 ) - ن : اشعار . .
( 3 ) - خ ل : محمد بن صاحب السعيد بهاء الدّين محمد الجوينى . .
( 4 ) - گ : بدون كلمه « كه » . .