تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
مجالس مفيد : زاذان گفت از سلمان شنيدم ميگفت من پيوسته على را دوست ميدارم پيامبر اكرم را ديدم كه بر ران على ميزد و ميفرمود دوستدار تو دوستدار من است و دوستدار من دوست خداست و دشمن تو دشمن من است و دشمن من دشمن خداست . مجالس مفيد : صالح بن ميثم تمار گفت در كتاب ميثم ديدم . نوشته بود شبى در خدمت امير المؤمنين عليه السّلام بودم بما فرمود هيچ بنده‌اى نيست كه خداوند قلبش را بايمان امتحان كرده باشد مگر اينكه محبت ما را در قلب خود مييابد و هيچ بنده‌اى نيست كه مورد خشم خدا قرار گرفته باشد مگر اينكه بغض و دشمنى ما را در دل خود مىيابد ما با شادمانى دوست خود شاد ميشويم و دشمنى دشمن خود را ميشناسيم ، محب و دوست ما بواسطه محبت ما مورد رشگ قرار ميگيرد و هر روز منتظر رحمت خدا است . دشمن ما پايش بر كنار گودالى از آتش قرار دارد اين كناره او را سرازير آتش جهنم نموده . درهاى رحمت بر روى اصحاب رحمت گشوده شده گوارا باد براى اهل رحمت رحمتشان و مرگ باد بر دوزخيان در قرارگاهشان . هر بنده‌اى كه كوتاهى در محبت ما نداشته باشد بواسطه خير و صلاحى است كه خداوند در قلبش قرار داده هرگز ما را دوست نميدارد كسى كه دشمن ما را دوست داشته باشد چنين چيزى در يك قلب جمع نخواهد شد . خداوند براى يك فرد دو قلب قرار نداده كه با يكى گروهى را دوست داشته باشد و با قلب ديگر گروهى ديگر را . و كسى كه ما را دوست داشته باشد او محبت ما را خالص مىكند همان طورى كه طلا را خالص مينمايد و غش در آن نيست . ما نجيبانيم و نواده‌گان و اولاد ما اولاد انبياء هستند . و من وصى اوصياء هستم و من حزب اللَّه و حزب پيامبرش هستم و گروه ستمكار حزب شيطانند هر كس مايل است حال خود را در محبت ما بداند قلب خويش را آزمايش نمايد اگر در دل خود محبت كسانى را كه عليه ما تحريك ميكنند يافت بايد بداند