تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
گمان كند مرا دوست ميدارد و حال اينكه اين شخص را دوست نميدارد دروغ گفته . عيون : با همين اسناد پيامبر اكرم فرمود : اول چيزى كه از بنده ميپرسند حب ما اهل بيت است . مجالس مفيد و امالى : ابو اسحاق سبيعى گفت رفتيم پيش مسروق اجدع ، ميهمانى داشت كه او را نمىشناختيم مشغول غذا خوردن بودند ، ميهمان گفت من با پيامبر اكرم بودم در خيبر همين كه اين حرف را زد فهميديم كه از اصحاب پيامبر بوده . گفت : صفيه دختر حى بن اخطب خدمت پيامبر اكرم آمده گفت يا رسول اللَّه من مثل ساير زنان تو نيستم پدر و برادر و عمويم كشته شده اگر براى شما پيش آمدى بكند مرا بكه ميسپارى . پيامبر اكرم فرمود : به اين ، اشاره بعلى بن ابى - طالب كرد . سپس گفت : مايل نيستيد براى شما حديثى كه حارث بن اعور برايم نقل كرده بگويم گفتيم چرا گفت خدمت على بن ابى طالب رسيدم فرمود : براى چه آمده‌اى اعور ! عرض كرد محبت تو يا امير المؤمنين . فرمود ترا به خدا ؟ گفتم به خدا سوگند سه مرتبه مرا قسم داد سپس فرمود بنده‌اى از بندگان خدا نيست كه دلش را بايمان خداوند آزمايش كرده باشد مگر اينكه محبت ما را در قلب خود مىيابد او ما را دوست ميدارد . و بنده‌اى نيست از بندگان خدا كه مورد خشم خدا قرار گرفته باشد مگر اينكه او بغض ما را در قلب خود مىيابد و ما را دشمن ميدارد . محب و دوستدار ما منتظر رحمت است درهاى رحمت به روى او گشوده شده و دشمن ما در كنار گودالى از آتش جهنم است گوارا باد اهل رحمت را رحمتشان و مرگ بر دوزخيان باد در جايگاهشان . امالى ابن شيخ : عباس بن عبد المطلب ( رضى اللَّه عنه ) گفت عرض كردم