كه ابو عبد اللَّه بلخى گفت كه ما در خدمت آن جناب بوديم ناگاه آهوئى ديديم كه صدا ميداد و دم خود را حركت ميداد . حضرت صادق عليه السّلام فرمود ان شاء اللَّه انجام خواهم داد ، سپس روى بجانب ما نموده فرمود فهميديد اين آهو چه گفت عرضكرديم خدا و پيامبر و فرزند پيامبر بهتر ميداند . فرمود ميگفت يكى از اهالى مدينه براى ماده او دامى نهاده و او را گرفته اما دو بچه دارد كه هنوز قدرت چريدن ندارند از من درخواست كرد كه از او بخواهم رهايش كند و ضامن شد بچههايش را شير دهد تا وقتى بچههايش توانستند بچرند آن را برگرداند .
فرمود من او را سوگند دادم . گفت از ولايت شما اهل بيت بيزار باشم اگر به اين شرط وفا نكنم و ان شاء اللَّه اين كار را خواهم كرد . مرد بلخى گفت اين روشى است در ميان شما مانند قدرتى كه سليمان داشت .
بصائر : عبد الرحمن بن كثير از حضرت صادق نقل كرد كه يك روز پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله با اصحاب خود نشسته بود شترى آمد گردن به زمين گذاشت و شروع بضجه كرد يكى از حاضرين گفت يا رسول اللَّه اين شتر براى شما سجده كرد ما به اين كار شايستهتريم . پيامبر اكرم فرمود نه براى خدا سجده كنيد اين شتر از صاحب خود شكايت داشت ميگفت اينها مرا از شتر ديگرى توليد كردهاند وقتى بزرگ شدهام از من كار كشيدهاند حالا كه پير شدهام تصميم دارند مرا بكشند از اين مطلب شكايت داشت پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله فرمود اگر دستور دهم كسى ديگرى را سجده كند دستور مىدهم زن شوهرش را سجده كند .
سپس حضرت صادق عليه السّلام فرمود سه چهار پا در زمان رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم صحبت كردهاند شتر و گرگ و گاو اما سخن شتر را كه شنيدى . اما گرگ آمد خدمت پيامبر و از گرسنگى شكايت كرد . اصحاب خود را خواست و در باره گرگ صحبت كرد . آنها رفتند . پيامبر اكرم بگوسفنداران فرمود براى اين گرگ سهمى قرار بدهيد . اصحاب رفتند . پيامبر اكرم بگرگ فرمود سهم خود را بگير اگر پيامبر اكرم مقدار معينى براى گرگ تعيين ميكرد آن حيوان
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 214
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢١٤