تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
با شما تعريف و تمجيد و ستايش نكنيد در مورد حقوقى كه هنوز باقيمانده و از اداى آن فارغ نگشته‌ام و واجباتى كه ناگزير از اجراى آن هستم . و با من سخنانى كه با گردنكشان گفته مىشود نگوئيد و آن محافظه‌كارى كه از اشخاص عصبانى و تندخو ميكنند با من ننمائيد و راه چاپلوسى و نيرنگ را با من در پيش نگيريد هرگز گمان نكنيد حقى به من گفته شود بر من گران آيد و نه خيال كنيد من طالب جاه و مقامى براى خود هستم زيرا كسى كه از شنيدن واقعيتى ناراحت شود يا از عدل و دادگرى كه بر او عرضه گردد نگران باشد عمل كردن به آن بر او دشوارتر است . مبادا از گفتن واقعيت و راهنمائى بيك حقيقت و عدالتى خوددارى كنيد من خود را مصون و محفوظ از خطا نميدانم و كار خود را محفوظ از اشتباه نمىبينم مگر اينكه خداوند كه اختيار نفس مرا در دست دارد مرا نگه دارد . ما و شما بندگان خداى يكتا هستيم خدائى كه چنان بر ما تسلط دارد كه خودمان آنقدر نداريم . ما را از راهى كه در پيش داشته‌ايم خارج نموده و بخير و صلاح واداشته پس از گمراهى بهدايت رسانده و بعد از كورى بينا نموده . اين روايت با سندى ديگر مبسوطتر در كتاب فتن خواهد آمد . * كتاب غارات ابراهيم بن محمّد ثقفى سند را بابن نباته مىرساند كه امير المؤمنين عليه السّلام در خطبه‌ى خود فرمود لازم‌ترين كارى كه رهبر نسبت بمردم بايد انجام دهد اين است كه آنها را متوجه وظائف دينيشان نمايد . بر ما لازم است كه شما را امر كنيم به آنچه خداوند امر كرده و بازداريم از آنچه خدا بازداشته و دستور خدا را در باره دور و نزديك از مردم اجرا كنيم باكى نداريم از اينكه حق بر ضرر هر كس ميخواهد باشد تا آخر خطبه . . .