حضرت باقر عليه السّلام رسيدم عرضكردم حكم بن عيينه از على بن الحسين عليه السّلام نقل ميكرد كه فرموده است علم على در يك آيه از قرآن است ولى آيه را بما نميگفت فرمود : حمران بخوان خواندم
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ
حضرت باقر فرمود :
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ
و لا محدّث
عرضكردم حضرت على محدث بود ؟ فرمود : آرى پيش دوستان آمدم و گفتم آنچه حكم از ما پنهان ميكرد پيدا كردم حضرت باقر فرمود على عليه السّلام محدّث بود .
گفتند كارى نكردهاى بايد مىپرسيدى چه كسى به او سخن ميگفت بعد من خدمت حضرت عرضكردم شما نفرموديد على عليه السّلام محدّث بود فرمود : چرا گفتم چه كسى بايشان مطالب را ميگفت فرمود : فرشتهاى . عرضكردم پس من ميگويم او نبى يا رسول بوده فرمود : نه اضافه نمود كه مثل او مانند رفيق سليمان و دوست موسى و مانند ذو القرنين است .
توضيح : دوست موسى يا يوشع است چنانچه در بعضى اخبار تصريح شده يا خضر است كه در بعض ديگر اخبار است كه شاهد است هيچ كدام آنها پيامبر نبودهاند ممكن است منظور پيامبر نبودن آنها در آن حال باشد نه بعد .
كه يوشع بعد پيامبر شد و قبلا كه خضر پيامبر بود .
بصائر : زراره گفت : به حضرت صادق عليه السّلام گفتم پدرت به من فرمود : على و حسن و حسين محدّث بودند فرمود : چگونه به تو گفت : عرضكردم فرمود :
به گوش آنها صدا ميرسيد فرمود : پدرم راست گفته همين روايت بعد تكرار مىشود باضافه اينكه راوى ميپرسد آيه اين طور نيست ميفرمايد در كتاب على چنين است و توضيح راجع بمحدّث ميپرسد .
ميفرمايد : بگوشش صدائى مانند صداى طشت ميرسد يا بر دلش الهام مىشود صدائى مانند صداى زنجيرى كه ميان طشت بياندازند ميشنود .
و از اختصاص نيز با تغيير مختصرى نقل مىشود .