است جستجو ميكنيم تا بدانيم در دست كيست .
بصائر : ابو بصير گفت : از حضرت صادق عليه السّلام شنيدم ميفرمود : از دنيا نرفت حضرت باقر تا وقتى كه آن جناب مصحف فاطمه را در اختيار گرفت .
بصائر : عثمان بن زياد گفت : خدمت حضرت صادق عليه السّلام رسيدم به من فرمود : بنشين نشستم با انگشت خود بر پشت دست من زد و كشيد فرمود : در نزد ما جريمه همين كار و از اين كمتر و از اين بيشتر هم هست .
بصائر : ابو حمزه از حضرت صادق نقل كرد كه فرمود : در مصحف فاطمه از قرآن چيزى نيست در آن مطالبى است كه پس از در گذشت پيامبر اكرم به او القا شده .
بصائر : ابو مريم گفت : حضرت باقر به من فرمود : در نزد ما جامعه است و آن هفتاد ذراع است كه در آن همه چيز وجود دارد حتّى جريمه خدشه املاء پيامبر اكرم و خط على عليه السّلام در نزد ما جفر است كه پوستى از بازار عكاظ است آن چنان نوشته شده كه ساقهايش را هم پر كرده در آن آنچه بوده و آنچه تا روز قيامت بوقوع مىپيوندد هست .
بصائر : وليد بن صبيح گفت : حضرت صادق به من فرمود : وليد ! من لحظهاى پيش بمصحف فاطمه تماشا ميكردم براى فرزندان فلان سهمى نديدم مگر مثل غبار كفشى .
بصائر : عمر بن ابى سلمه از مادر خود ام سلمه نقل كرد كه پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم على را در خانه من نشاند سپس پوست گوسفندى خواست در آن نوشت بطورى كه ساقهايش را هم پر كرد و به من داد و فرمود : هر كس پس از من فلان نشانه و فلان نشانه را آورد به او بده .
پس از در گذشت پيامبر اكرم كه ابا بكر زمام امر را در اختيار گرفت مادرم مرا فرستاد گفت : برو ببين اين مرد چه مىكند من رفتم و ميان مردم نشستم تا ابو بكر سخنرانى كرد و از منبر پائين آمد و داخل خانهاش شد من
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 40
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٠