تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
را بزرگ شمردند شروع به تسبيح پروردگار نموديم تا ملائكه بدانند ما مخلوق هستيم و خداوند منزه است از اينكه داراى صفات ما باشد آنگاه ملائكه از تسبيح ما شروع به تسبيح نمودند و او را منزه از صفات ما نمودند وقتى مشاهده عظمت مقام ما را نمودند ما خدا را تهليل گفتيم تا ملائكه بدانند كه جز او پروردگارى نيست و ما بنده‌ايم نه خدا كه هم رديف با خدا پرستيده شويم يا در مقامى پائين‌تر از او گفتند لا إله الا اللَّه . همين كه بزرگى مقام ما را مشاهده كردند ما اللَّه اكبر گفتيم تا ملائكه بدانند خداوند بزرگتر از آن است كه مقامش درك شود مگر بوسيله خودش وقتى مشاهده كردند خداوند چقدر عزت و نيرو بما داده گفتيم لا حول و لا قوة الا باللَّه تا ملائكه بدانند حركت و نيروئى نيست مگر به خدا . همين كه مشاهده نعمت‌هاى خدا را بر ما نمودند و اينكه اطاعت ما را واجب كرده گفتيم الحمد للَّه پس بواسطه ما هدايت يافتند بمعرفت توحيد خدا و تهليل و تحميد و تمجيد او . سپس وقتى خداوند آدم را آفريد ما را در صلب او بامانت نهاد بملائكه دستور داد او را سجده كنند بواسطه تعظيم و گرامى داشت ما سجده آن‌ها براى خدا عبادت بود و براى آدم احترام و اطاعت چون ما در صلب او بوديم چطورى ما از ملائكه برتر نباشيم با اينكه همه آنها براى آدم سجده كردند . چون مرا بمعراج بردند جبرئيل دو تا دو تا اذان گفت و دو تا دو تا اقامه بعد به من گفت محمّد ! جلو بايست گفتم بر تو نيز مقدم بايستم گفت آرى چون خداوند انبياى خود را برترى بخشيد بر تمام ملائكه و ترا فضيلتى مخصوص عنايت كرده من جلو ايستادم و بر آن‌ها نماز خواندم جاى فخر و مباهات نيست . وقتى رسيدم به پرده‌هاى نور جبرئيل به من گفت جلو برو و از من جدا شو گفتم در چنين جايى از من جدا ميشوى جبرئيل گفت يا محمّد اينجا آخرين محلى است كه خدا براى من قرار داده اگر از اينجا بالاتر روم پر و بالم ميسوزد