حاصل نميشود اين تقليد است علم آن چيزى است كه از جانب خدا بر دل مؤمن روز بروز و ساعت بساعت افاضه مىشود بوسيله آن چنان كشف حقائق را مينمايد كه اطمينان خاطر برايش پيدا مىشود و شرح صدر مىيابد و دلش نورانى ميگردد و بالاخره با اين افاضه علم بر آنها موجب مزيد ايمان و يقين و شرافت و مقام آنها مىشود بىآنكه انبياء واسطه اين افاضه باشند .
2 - اينكه بائمه عليهم السّلام افاضه مىشود تفصيل و شرح علوم است با اينكه بطور مجمل و كليات اطلاع دارند و مىتوانند آن تفاصيل را خودشان استخراج نمايند از اصول و كليات .
3 - ممكن است علوم رسيده از انبياء قابل بداء و تغيير باشد وقتى به آنها الهام شد آنچه تغيير يافته از معلوماتى كه توسط ارواح ائمه به آنها رسيده و يا معلومات قبلى تاكيد شده كه حتمى و غير قابل تغيير است مسلم است كه علم آنها را قوىتر مىنمايد و ارزش آن بيشتر است .
4 - جوابى است كه به نظر من بهتر است و آن اينكه ائمه عليهم السّلام در دو زمان قبل از مرگ و بعد از مرگ سير كمالى در معارف ربانى كه نامتناهى است ميكنند زيرا عرفان و قرب به خدا نهايت پذير نيست و اين معنى از اخبار زيادى بدست مىآيد مسلم است كه وقتى ائمه عليهم السّلام علمى را در ابتداى امامت خود داشته باشند به همين مرتبه باقى نمىمانند و اين مقام علمى و اطلاعات آنها افزايش مىيابد به نسبت قرب به خدا و اطاعت و بندگى او و ترقياتى كه در معرفت خدا مييابند چطور ممكن است براى آنها چنين افزايشى بوجود نيايد با اينكه براى مردم معمولى با نقص قابليت و استعدادى كه دارند پيش مىآيد پس آنها شايستهتر و سزاوارتر به اين افزايش هستند .
شايد همين وجه دليل استغفار و توبه ائمه عليهم السّلام است كه در هر شبانه روز هفتاد مرتبه يا بيشتر توبه و استغفار ميكنند زيرا با عروج بهر درجه بالاترى از معرفت متوجه ميشوند كه در مرتبه و درجه قبلى نقص داشتهاند استغفار
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 23
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٣