تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
علم منند و مهدى ناصر دين من است . قصص الأنبياء : ابن ظبيان گفت حضرت صادق عليه السّلام فرمود فرزندان آدم در خانه‌اى اجتماع كردند و مشاجره نمودند يكى گفت بهترين خلق خدا پدر ما آدم است ديگرى گفت ملائكه مقرب هستند و ديگرى حاملين عرش خدا بهترين خلق خدايند . در همين موقع هبة اللَّه وارد شد يكى گفت اكنون كسى وارد شد كه ميتواند رفع ابهام از شما بنمايد هبة اللَّه سلام كرده نشست پرسيد در چه مورد بحث ميكرديد گفتند صحبت ما در باره بهترين خلق خدا بود گفت مختصرى صبر كنيد تا من برگردم . هبة اللَّه پيش پدر خود رفت و گفت پدر جان من پيش برادرانم رفتم آنها در باره بهترين خلق خدا بمشاجره مشغول بودند از من پرسيدند من چيزى نميدانستم كه به آنها اطلاع دهم گفتم صبر كنيد تا من برگردم آدم صلوات اللَّه عليه گفت پسرم من در مقابل پروردگارم ايستادم نوشته‌اى بر روى عرش ديدم : بسم اللَّه الرحمن الرحيم محمّد و آل محمّد بهترين مخلوق خدايند . اكمال الدين : ابن محرز از حضرت صادق عليه السّلام نقل كرد كه خداوند تبارك و تعالى بآدم اسماء تمام حجت‌هاى خود را آموخت سپس در حالى كه آنها به صورت روح بودند بر ملائكه عرضه داشت و درخواست كرد كه بگويند اسماء اينها چيست اگر راست ميگوئيد شما شايسته‌تر از آدم بخلافت در زمين هستيد بواسطه تسبيح و تقديسى كه ميكنيد گفتند خدايا تو منزهى ما علمى نداريم جز به همان مقدارى كه تو بما تعليم كرده‌اى تو دانا و حكيم هستى . خداوند فرمود آدم ! تو اسمهاى اينها را بگو وقتى آنها را از اسماء اطلاع داد متوجه مقام بزرگ آنها در نزد خدا شدند فهميدند كه آنها بخلافت در زمين و حجت بر مردم شايسته‌ترند بعد آن‌ها را از ديده ايشان پنهان نمود و آنها را مامور بولايت و محبت ايشان كرد و به آنها فرمود :
أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ